زندگی یک جراح 1

تاریخ ۱۳۹۳/۶/۲۴ ۰:۳۰:۰۰ | عنوان: یادداشت هفته


Untitled 2

 

سال ها آرزوی دکتر شدن و بعد جراح شدن را در سر داشت؛ به گونه ای که برای رسیدن به آن تحمل هر سختی و مشقتی را پذیرفته بود. نمی دانست چرا اینقدر دوست دارد جراح شود: آیا پدر و مادر در او القاء کرده بودند؛ آیا در فیلم ها از شخصیت پزشک و جراح لذت می برد؛ به هر حال چیزی را دوست می داشت که خیلی ها نیز در آرزوی رسیدن به آن بودند.

 

 

با گذست دوران طفولیت و ورود به دبیرستان متوجه شد که برای رسیدن به آرزویش باید تلاش زیادی کند. لذا از خیر بازی و تفریح و لذت و شب نشینی و ... همه گذشت و بجایش درس خواند. دوستانش همه قرار می گذاشتند و می رفتند سینما؛ پارک؛ بازی؛ استادیوم و ...؛ ولی او نمی دانست به چه دلیل ولی با انگیزه ای بالا بجای آن کارها عمدتا درس می خواند تا توانست با موفقیت تمام در رشته پزشکی قبول شود.

 

 

وارد دانشگاه که شد تازه روحیات و شخصیت هایی مثل خود را بوفور دید: همه با عشق و علاقه مرتب درس می خواندند؛ صبح و شب؛ لذتشان شده بود خواندن و کسب نمره بالا. هفت سال از بهترین دوران سنش نیز بدینسان گذشت. دورانی که دیگر دوستانش همه ازدواج کردند؛ صاحب فرزند شدند؛ کسب و کاری برای خود ترتیب دادند و عملا زندگی می کردند و لذت می بردند.

 

 

ولی برای او تازه اول استرس بود؛ پزشک عمومی ماندن که خوب نیست؛ من باید پیشرفت کنم و باید در یک رشته تخصصی مناسب قبول شوم. یعنی باید دوباره شب و روزم برای یک دوره حداقل 6 ماهه با کتاب و درس و جزوه بگذرد و در اوج اضطراب و نگرانی باشم تا بتوانم در امتحانی که از هر 10 نفر یکی قبول می شود؛ سر بلند بیرون آیم. 

چقدر خوشحالم که رزیدنتی قبول شدم؛ تازه هویت پیدا کردم؛ تازه یک مسیر مشخص در یک دنیای بی پایان مطالب پزشکی یافتم. نمی توانم خوشحالیم را وصف کنم شاید حتی اگر دنیا را به من می دادند در ان لحظه اینقدر خوشحال نمی شدم. البته می دانم از چیزی خوشحالم که جز سختی و دردسر در آینده برایم نفعی ندارد؛ تنها حسنش اینست که هویت پیدا کردم.

 

 

هنوز 3 ماه از اعلام نتایج نگذشته بود که عملا خودم را در یک دنیای جدیدی می دیدم. ده روز در ماه کشیک سخت و پرکار به گونه ای که در انتهای هر کشیک عملا شبیه مرده متحرک می شدم. فشار کاری بحدی بود که چندین بار احساس پشیمانی و کم آوردن به من دست داد . حتی چند بار استعفا کردم و عقب نشینی کردم ولی وقتی دوباره عدم هویت خود را با باقی ماندن در وضعیت پزشکی عمومی می دیدم؛ مجددا سر کار بر می گشتم 





نوشته‌ای از دکتر محمد طالب پور فوق تخصص جراحی لاپاروسکوپی ، جراحی چاقی، پلیکاسیون معده اسلیو گاسترکتومی بای پس معده بای پس روده لاپاروسکوپی رفلاکس معده فوندوپلیکاسیون رژیم غذایی ورزش لاغری حلقه گذاشتن دور معده باندینگ معده بالون گذاری داخل معده سنگ کیسه صفرا عود چا
http://lgp.ir

نشانی این صفحه :
http://lgp.ir/modules/news/article.php?storyid=615